دانلود پی دی اف کتاب The Revenge of The Okories

[ad_1]

مورکی وقتی شخصی را در خانه اش می شناخت عمیق در خواب بود. او همیشه سلاح مورد علاقه خود را زیر بالش خود نگه می داشت: خنجر خود ، یک فیربیرن ساکس ، به دلیل نوع کاری که انجام می داد ، برای محافظت از کشورش و در بیش از یک مورد ، تقریباً به قیمت نهایی درگیر بسیاری از کارها بود. برای پرداخت استفاده می شود. . او بی سر و صدا از رختخواب خود بیرون آمد و با شنیدن آخرین قدم شروع به برخورد به دیوار کرد ، اما قبل از اینکه واکنش نشان دهد ، احساس کرد که فولاد سرد تیغه از روی پوست نرم گلوش کشیده شده است. او تند تند حرکت کرد ، به محض اینکه خون زندگی خود را در میانیف و پاهای خود دید ، و سپس دید که یک بدن به شدت بریده بریده روی پاهایش خوابیده است – انگار که این یک خواب بد است.

[ad_2]

دانلود pdf کتاب The Revenge of The Okories