دانلود پی دی اف کتاب Rockabye

[ad_1]

مالکوم چیز زیادی نداشت. او از خوشبختها و زیبایی ها نبود. او استعدادهای زیادی نداشت. با این حال ، او یک آشپز خوب بود. او سخت کار کرد و اصرار به کمال داشت – نه تنها از طرف خودش ، بلکه از همه افراد دیگر در آشپزخانه اش. و اگر دیگران را ناراضی می کرد ، بسیار بد بود. اگر کسی انتظارات را برآورده نکرد ، بار مناریان جراح را نداشت. از طرف دیگر ، مالکوم همه چیز را درک می کرد ، از آن متنفرانه متنفر بود و تصور می کرد. لاغر ، لاغر ، با لبخندی که می تواند برف را ذوب کند و جذابیت کافی برای فریب شیاطین را دارد ، دارن با نشان دادن نه تنها علاقه بلکه جذابیت ، مالکوم را متعجب کرد. تا آنجا که به مالکوم مربوط می شد فقط به یک موضوع مربوط می شد: دارن مجبور بود نوعی بازی انجام دهد. هیچ راهی وجود نداشت که خدایان راک مانند داریان فلینت احساس صادقانه ای نسبت به شخصی مانند آنها داشته باشند. برای این ، هرچه بیشتر تلاش می کند دارن او را بشناسد ، مالکوم بیشتر درگیر دروغ می شود.

[ad_2]

دانلود pdf کتاب Rockabye